۲۱ ارديبهشت ۹۵
اولا
بشنوید با من
ثانیا
بالاخره اون مطلب مجله رو ترجمه و آماده کردم و صبح فرستادم. حتی اگه رو به موت باشم ، کارمو به بهترین شکل تا ددلاین تحویل می دم.(نوشابه کمتر بازکنم :)))) )
ثالثا
چندروز پیشا میخواستم ماشینو پارک کنم و خیلی عجله داشتم چون کلاسم شروع شده بود.یه جای پارک نسبتا بزرگی پیدا کردم که یه ماشین دقیقا وسط پارک کرده بود جوری که نه پشت و نه جلوش میشد پارک کرد. راننده اش یه جوون آسمون جل بود که به صورت کاملا ل..ش کرده پاهاشو از ماشین بیرون و بالاتنه اش داخل ماشین بود و درحال سیگار کشیدن بود.بهش گفتم میشه لطفا یکم جلو بری پارک کنم، بهم زل زد و گفت نه! منم که قیافم شبیه علامت سوال شده بود چیزی نگفتم و خداروشکر یکم جلوتر جای پارک پیدا کردم.وقتی پیاده شدم و از جلوش رد شدم، شروع کرد به متلک انداختن و "جووون" گفتن. قطعا اگر یه دختر متشخص نبودم هرچی که فحش بلد بودمو نبودم بارش می کردم اما سکوت کردم و در حال راه رفتن به این فکر کردم که چقدر مشکلات روانی زیاد شده که طرف تو کوچه ای که سه تا دانشکده و 4 تا مدرسه و 2 تا مهدکودک هست و جای پارک به سختی پیدا میشه، جوری ماشینشو پارک میکنه و داخلش هم میشنه که کسه دیگه ای نتونه پارک کنه و با قیافه کریه اش سیگار دود میکنه.
امروز رادیو میگفت اختلالات روانی در کشور رو به افزایشه و "سایکوز" از لحاظ پراکندگی کمتر از سایر بیماری هاست اما سهم بیشتری از بیماران بستری در بیمارستان هارو به خودش اختصاص میده
.
پ.ن : صرفا برای رنگ ولعاب وبلاگ یه عکس دیگه آپ می کنم :) .
لوکیشن : سام کافه ونک سفارشات : سمیت بوقلمون + ماست و گرانول سطح قیمت : متوسط
هشتگ معرفی نامه
